سيد محمد كمره اى
332
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )
محمد ابراهيم ، يكى مشهدى مرتضى . گفتم اگر راست مىگويند اعتناء نكن يا پول به جريده ايران بده تكذيب مىنمايد و اگر دروغ است عارض بشو تا محاكمه نمايند و مفترى را مجازات نمايند . گفت وقت ندارم . بعد بلند شده به عيادت آقاى خلخالى رفته ، آقا ميرزا داود خان هم آنجا بودند . صحبت آمدن ميرزا رضاى نائينى در اداره تطبيق حوالجات كه عضويت را قبول كرده و آقا سيد رضاى گركانى دزد ، آمدن به تطبيق را موكول به يك ماه ديگر كرده . مشار الملك و تقلب بعد صحبت مشار الملك و فعاليت او در كار شد . خلخالى و آقا ميرزا داود خان مىگفتند فقط لجوج است و مداخل كن . منجمله آقا ميرزا داود خان گفت وقتى معاون ماليه بود پيشنهادى به هيئت وزراء كرد كه اولاد من در اروپا مشغول تحصيل است هزار تومان حقوق خودم و چهارصد تومان حقوق آنها را خوب است دولت اجازه دهد كه به اسم آنها بشود و مخارج تحصيل آنها باشد . هيئت وزراء هم تصويب نمودند كه هزار تومان حقوق مشار الملك در حق اولادش با چهارصد تومان برقرار باشد . بعد تصويبنامه وزراء را كه به تطبيق حوالهجات آوردند ، كميسيون تطبيق به اداره محاسبات ماليه نوشت كه اسامى اولاد مشار الملك را صورت بدهيد كه در كميسيون تطبيق ضبط باشد . اداره محاسبات كاغذ خود مشار الملك را كه اولاد من حسين خان در فرنگ است . كميسيون ايراد كردند كه عريضه مشار الملك به اسم اولاد و تصويب هيئت وزراء هم به اسم جمع كه « حقوق آنها » . حالا مشار الملك پيغام داده بود يك نفر ديگر هم هست يوسف خان . بعد معلوم شد مشار الملك يك نفر بيشتر اولاد ندارد . از اين جهت كميسيون تطبيق ، تصويب وزراء را به موقع اجراء نگذاشت . مشار الملك هم كه همان اوقات وزير شده بود تصميم كميسيون تطبيق را خنثى و مهمل [ گذاشت ] و تاكنون امرار به لغوى و بيكارى نموده . خلخالى هم از مير موسى خان و مقوم الملك كه ضديت و طرفيت دارند شكوه نمود . بعد نيم از شب رفته با آقا ميرزا داود خان بلند شده بهطرف منزل آمديم ، [ زير ] گذر مستوفى او به خانهاش . من هم به خانه . ننه اسماعيل هم تازه از مريضخانه آمده بتول هم مشغول درست كردن خورشت مسماى كدو و چلو بود .